السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
434
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
تنها آن بخش از اجزا يا شرايط كه امكان به جا آوردن آن نيست ساقط مىگردد وتكليف نسبت به باقي مانده به قوت خود باقي است ؟ مفاد قاعدهء ميسور اين است كه عدم امكان به جا آوردن بعضي اجزا يا شرايط ويا ارتكاب بعضي موانع از روى ناچارى ، موجب رفع تكليف نسبت به باقي مأمورٌبه نمىشود . بنابر اين ، به جا آوردن باقي واجب خواهد بود . البتة تمسك به قاعدهء ميسور ، در فرض عدم وجود دليل خاص بر وجوب باقي يا وجوب ترك كل آن است . 3 گستره : قاعدهء ميسور شامل واجبات ومستحبات مركب ( داراى اجزا ) هر دو است ؛ 4 بلكه شمول آن نسبت به مستحبات روشنتر است ؛ زيرا قيود مستحبات غالباً از جهت تعدد مطلوب ( مستحب در مستحب ) است . به تصريح برخى ، قاعدهء ميسور تنها در واجبات ومستحبات نفسي جارى مىشود ، نه مقدّمى وغيرى . 5 شرايط اجرا : در مقام اجراى قاعدهء ميسور ، احراز موضوع آن لازم است ؛ بدين معنا كه عملِ مركبِ فاقد بعض اجزا - كه امكان به جا آوردنش نيست - مصداق آن عمل باشد . به عنوان مثال ، نماز فاقد سوره ، مصداق نماز باشد وآن در صورتي است كه باقي مانده از مراتب آن عمل مركب باشد . بنابر اين ، اگر ثابت شود عملي مركب از ناحيهء اجزا وشرايط وموانع تبعيضپذير نيست ، مانند روزه ، مجراى قاعده نخواهد بود ؛ زيرا روزهء بعضِ روز هنگام ناتوانى از روزهء تمام روز ويا اكتفا به اجتناب از بعض مفطرات ، هنگام ناتوانى از ترك همهء آنها از مراتب روزه به شمار نخواهد آمد واكتفا به آن جايز نيست . واگر ثابت شود كه عمل مركبى قابل تبعيض است ، مانند نماز ، قاعده در آن جارى مىشود ؛ ليكن بايد عنوان نماز بر باقي صادق باشد وچنانچه هيچ كدام احراز نشود ، قاعده در آنجا جارى نمىشود . 6 برخى گفتهاند : در موضوعات شرعي كه داراى حقيقت شرعىاند ( - - ) حقيقت شرعي ) مانند نماز ، روزه وحج ، احراز